تبليغاتX
برگریزان دلم

برگریزان دلم

...به نام آن که دوستی را بنیاد نهاد...

 

پاییز

دلبندم،بیا به تاکستان برویم،عصاره ی تاک را در جام کشیم،چنان که جان ها،حکمت نسل ها را گرد می آورند.بیا میوه های خشک را جمع کنیم،گلاب از دب گل ها برآریم و به سرایمان باز گردیم،که برگ درختان به زردی گرائیده باد آن ها را پراکنده است،گویی می خواهد پیکر گل هایی را که وداع تابستان،زندگیشان را پایان داده،با برگ ها،کفن کند.

بیا تا باز گردیم،که پرندگان،به سوی ساحل،کوچ آغازیده اندو صمیمیت گلشتان رت نیز همراه خود برده اند،چندان که یاسمن و بنفشه هم از دهشت و تنهایی،اشک حسرت بر فرش خاک فشانده اند.

بیا باز گردیم،که جویبارها از حرک ت باز مانده،سرشک شادی چشمه ها فرو خشکیدهو کوهسار ها و جامه ی ژنده در بر کرده اند.بیا عزیزکم،بیا که طبیعت را خواب در چشم آمده و با نغمه ی خون انگیز نهاوند،بیداری را وداع گفته است.

 

خزان جاوید

نوشتی آخر نامه:که روزگار بکام

ندانی این که مرا بی تو روزگاری نیست

مگر تو باز بیایی جهان بیارایی

وگرنه بی مرا با زمانه کاری نیست

به غیر آتش یادی که مانده در دل تنگ

ز کاروان شب روز کاروانی نیست

شب بلند زمستان. چشم بر رخ دوست

جز این بهشتی اگر هست و نو بهاری نیست

چو برگ خشک به به راه او فتاده ایم ای عشق

فسردگان خزان تو را بهاری نیست

من از بهار چه دیده ام که از خزان بینم

دگر ز عمر مرا چشم انتظاری نیست

مپرس نیک و بد کار ما،که رندان را

          به کارگاه جهان غیر از عشق کاری نیست

                                                                                                 عماد خراسانی 

 

                                                                                                  به امید دیدار

 

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت23:14توسط رویا | |

به نام آن که در این نزدیکیست

سلام سلام به تمام دوستان پائیزی که به وبلاگ خزان زده ی من اومدند و پا روی برگ های خشک پائیزی وبلاگ من گذاشتند.

خیلی خوشحالم که اولین آپ این وبلاگ با روز مادر مصادف شده.

مادر مادر مادر فکر می کنید تا حالا به اندازه ی کافی قدر این واژه ی مقدس رو دونستیم و به مادرامون احترام کافی گذاشتیم.

ارزش و مقام مادر خیلی بالاست به خاطر این که بهشت زیر پای مادراست.اگه ما تمام عمرمون رو هم در خدمت مادرمون باشیم و به مادرمون احترام بذاریم و غلام مادرامون باشیم تازه یه گوشه ی کوچیکی از زحمات مادرمون رو جبران کردیم.

پس بیایین همه ی ما هایی که به درستی قدر مادرمون رو ندونستیم از مادرمون تقاضای بخشش کنیم.

روزی به غرور جوانی بانگ بر مادر زدم

دل آزرده به کنجی نشست.............

سعدی

 

 

مادر مرا ببخش

 

مادر! مرا ببخش

فرزند خشمگین و خطا کار خویش را-

مادر!حلال کن که سراپا ندامت است

با چشم اشکبار،ز پیش چو میروی-

سر تا بپای من-

غرق ملامت است.

هر لحظه در برابر من اشک ریختی-

از چشم پر ملامت تو خواندم شکایتی

بیچاره من، که با همه ی اشک های تو-

هرگز نداشت راه گناهم نهایتی

تو گهری که در کف طفلی فتاده ای

من، ساده لوح کودک گوهر ندیده ام

گاهی به سنگ جهل،گهر را شکسته ام-

گاهی به دست خشم،به خاکش کشیده ام

مادر!مرا ببخش.

صد بار از خطای من اشک ریختی

اما لبت به شکوه ی من آشنا نبود

بودم در این هراس که نفرین کنی ولی-

کار تو از برای من جز دعا نبود.

بعد از خدا ، خدای دل و جان من توئی

من،بنده ای که بار گنه می گسم به دوش

تو، آن فرشته ای که ز مهرت سرشته اند

چشم از کناه فرزند خود بپوش.

ای بس شبان تیره که در انتظار من-

فانوسچشم خویش-به ره،بر فروختی

بس شامهای تلخ که من سوختم ز تب-

تو در کنار بستر من دست بر دعا-

بر دیدگان مات من دیده دوختی

تا کاروان رنج مرا همرهی کنی-

با چشم خوابسئز-

چون شمع دیر پای-

هر شبف گریستی-

تا صبح ، سوختی.

شب های بس دراز نخفتی که تا من-

بخوابم به ناز بر اثر لای لای تو.

رفتی بآستانه ی مرگ از برای من

ای تن به مرگ داده!بمیرم برای تو.

این قامت خمیده ی در هم شکسته ات-

گویای داستان ملال گذشته هست

رخسار رنگ باخته و چشم خسته ات-

ویرانه ای ز کاخ جمال گذشته هاست.

در چهره ی تو مهر و صفا موج می زند

ای شهره در وفا و صفا! می پرستمت

در هم شکسته چهره ی تو معبد خداست

ای بارگه قدس خدا ! می پرستمت.

مادر! من در کشاکش این عمر رنج زای-

بیمار و خسته جان به پناه تو آمده ام

دور از تو هر چه هست،سیاهیست،نور نیست

من در پناه روی چو ماه تو آمده ام

مادر، مرا ببخش.

فرزند خشمگین و خطاکار خویش را

مادر، حلال کن که سراپا ندامت است

با چشم اشکبار ز پیشم چو می روی-

سر تا به پای من-

غرق ملامت است. 

مهدی سهیلی

 

 

 

امیدوارم همه ی ما قدر مادرمون رو بدونیم و برای خوشحال کردن و راضی نگه داشتنش هر کاری که از دستمون بر می یاد انجام بدیم.

روز زن رو به تمامی زنان و مادران ایرانی تبریک می گم وامیدوارم که همه ی مادران سالیان بسیار بسیار زیاد و طولانی با نشاط و سلامت و خوشحال در کنار همسر و فرزندانشون زندگی کنند و روزهای خوشی رو سپری کنند.

برای تمامی مادران از دست رفته آرزوی آمرزش می کنیم و روحشان شاد باد.

  

 

و باز هم

««روز مادر رو به همه ی مادر های ایرانی تبریک می گم»»

 

                                                                        به امید دیدار 

 

 

 

                                          

+نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت0:59توسط رویا | |